سجل احوال و پیشینهی نامگذاری - داستانی از تاریخ مشروطه ایران
جنگ حیدری نعمتی - داستانی از تاریخ مشروطه ایران
برگی از تاریخ عوامفریبیهای رضا خان قزاق
یکی از عوام فریبی هایی که رضاخان برای جلب حمایت مردم انجام داد حضور در مراسم عاشورا و تاسوعا و شرکت در دستجات بود، که این نیز خود گواهی محکمی بر عوام فریبی وی در ابتدا و سرانجام کار شومش بود.
لایحهی از کجا آوردهای؟
۲۹ مهرماه سال ۱۳۳۷خورشیدی منوچهر اقبال، نخستوزیر وقت لایحه «از کجا آوردهای» را به مجلس داد که پس از تصویب به صورت قانون در آمد، اما اجرای آن پس از یکی، دوسال، بدون اینکه لغو شود، متوقف شد!. طبق این قانون؛ کارکنان دولت و وابسته به دولت و موسسات عمومی و اعضای خانواده آنان مکلف بودند که با سند و مدرک ثابت کنند که اموال خودرا از چه راهی به دست آوردهاند و هر سال با پرکردن فرمهایی، تفاوت دارایی خودرا با سال پیش، روشن سازند و یک سازمان دولتی مامور رسیدگی به این تفاوتها شده بود.
قبل از اینکه اصل یکصد و چهل و دوم قانون اساسی به تصویب برسد ، لزوم مبارزه با فساد مالی مسئولان از طریق سوء
استفاده از جایگاه خود و کسب ثروت های نامشروع ، سبب گردیده بود تا در جلسه نوزدهم
اسفند ماه سال ۱۳۳۷ قانونی تحت عنوان قانون از کجا
آورده ای به تصویب مجلس برسد که در واقع یکی از قدیمی ترین قوانین ناظر
بر فساد مالی قبل از قیام ۵۷ محسوب می شود. در متن قانون مذکور، لزوم
رسیدگی به اموال و دارایی های وزرا و کارمندان دولت ؛ اعم از کشوری ، لشکری ،
شهرداری ها و موسسات وابسته به آنها با الزاماتی خاص همچون اعلام اموال و
دارایی های این افراد به علاوه فرزندان تحت تکفل آنان مورد پیش بینی قرار گرفته و
برای عدم اعلام اموال و یا اعلام نادرست آنها ، مجازات هایی نیز مقرر شده بود
در سال ۱۳۳۴ یک
محیط نسبتا پر رونق بر تهران حکمفرما بود. اگر چه منافع حاصل از رونق تهران فقط به
جیب افراد معدودی میرفت اما ایجاد چنین رونقی نتیجه اجتناب ناپذیر طرحهای عمرانی
بود که باشیوهی کاملا ناسازگار و شتاب آمیزی در دست اجرا قرار داشت. بنای ساختمانها
و آپارتمانها و دفاتر اداری در پایتخت از دوران نخست وزیری دکتر مصدق به رغم
مشکلات اقتصادی مملکت آغاز و ادامه یافته بود. این موضوع نشان میدهد در حالیکه
وجوه دولتی در آن زمان به کمترین مقدار رسیده بود سرمایههای خصوصی به میزان زیادی
وجود داشت. ساختمان سازی کاملا در انحصار
بساز بفروشهای بخش خصوصی بود که بسیاری از آنان در شمار تجار بازار بودند و تلاش
میکردند تا امنیت سرمایههای خود را در
کار ساختمان سازی بیابند. همچنین برخی از مالکان زمین که میدیدند ثروتشان
در معرض تهدید قرار دارد آن را تبدیل به اعیانی و خانه میکردند. مشتی چند از
مشاوران دکتر مصدق نیز از راه درآمدهای نامشروع دولتی و به فروش رساندن موجودی
انبارهای متعلق به شرکت سابق نفت ایران و انگلیس صاحب پول و پلهای شده بودند.!
سیاست شرکت این بود که ذخایر کافی از لوله،
لاستیک، وسایل ساختمانی و وسایل لولهکشی وارداتی ابزار و نظایر آن را برای روز
مبادا انبار کند.
لایحهی از کجا
آوردهای؛!
این لایحه که
همزمان با لایحهی اول به مجلس تقدیم شد و از ۱۹ اسفند ۱۳۳۷ به مرحلهی اجرا در
آمد مقرر میداشت که همهی کارمندان رسمی دولت (اعم از کشوری و لشگری) باید فهرستی
از دارائي خود و همسر و افراد تحت تکفل خویش را ارائه دهند. در سال ۱۳۳۷ انتقاد
کردن از لایحهی مزبور چندان دشوار نبود. زیرا قابل پیش بینی بود که هرگز به طرز
درستی اجرا نمی شود یا فقط در مورد افراد معدودی به کار میرود و نیز لایحهی یاد
شده صرفا نمایشی بود برای خشنود کردن آمریکاییها.
فساد در ردههای
بالای ارتش: صرف نظر از داوریهایی که در بارهی دو لایحه یادشده در ۱۳۳۷ وجود
داشت پیشآمدهای بعدی سبب گردید که این دو لایحه بیشتر مورد توجه قرار گیرد. کوتاه
زمانی بعد یکی دو نفر از امرای متنفذ ارتش در رابطه با موضوعاتی همچون زدوبند در
انعقاد قراردادهای نظامی و خریداری اسلحه و مصالح ساختمانی برای ساختن سرباز خانهها
و منازل سازمان افسران، بازداشت شدند. اگر در سال ۱۹۶۲ شهریور ۱۳۴۱ شاه در باره
مجازات امرای مزبور تردید
حماسه تیرباران دکتر حسین فاطمی
نظر متفاوت حسین فاطمی و دکتر محمد مصدق در فاصله وقایع ۲۵ و ۲۸ مرداد
خاطرم هست که روز ۲۵ مرداد که شبش قرار شد کودتا بکنند و پدر مرا بگیرند، نتوانستند بگیرند و رفتند سراغ دکتر [حسین] فاطمی در شمیران. دکتر فاطمی را با [احمد] زیرکزاده و [جهانگیر] حقشناس، بیچارهها را گرفتند و بردندشان حبس، و فاطمی را ریختند تو خانهاش. حتی شنیدم که با زنش هم کاری کردند چی کردند توهین کردند به بچهاش و کتک زدند و اينها.
مقاله دکتر حسین فاطمی که به قیمت جان او تمام شد
متن مقاله حسین فاطمی وزیر خارجه
دولت مصدق در ۲۵ امرداد سال ۱۳۳۲ که در روزنامه "باختر
امروز" منتشر شد و در نهایت به قیمت جان او تمام شد:
دکتر مصدق پدر ملت ماست
«شما نمیتوانید به احمدآباد فکر کنید بدون اینکه به مصدق بیاندیشید. او پدر ملت ماست و در عین حال پدر روستای ما. باعث سرافکندگی است که آنها حکومت او را سرنگون کردند.» این را سالها پیش «ابوالفتح تکروستا» به استفان کینزر گفته بود.
نامهی دکتر مصدق به تاریخ
دکتر مصدق در ذیل عکس خود که به نهضت آزادی ایران اهدا نمود چنین نوشته بود:
به کسانی که وقتی پای مصالح عموم به میان آید از مصالح خصوصی و نظریات شخصی صرف نظر میکنند؛ به کسانی که در سیاست مملکت اهل سازش نیستند و تا آنجا که موفق شوند، مرد و مردانه میایستند و یکدندگی به خرج میدهند؛ و به آن کسانی که در راه آزادی و استقلال ایران عزیز از همهچیز خود میگذرند، این عکس ناقابل اهدا میشود.
صفحه ۱۵ کتاب ۶۰ سال مقاومت
تاریخچهی خط واحد
از ۱۵ دیماه ۱۳۳۲ (۵ ژانویه ۱۹۵۴) خطوط اتوبوسرانی تهران تغییر قیافه دادند و دارای بلیت ژتونی (پولک فلزی)، باجه بلیت فروشی و اتوبوس مرسدس بنز شدند که دولت وقت از آلمان وارد کرده بود. به علاوه، خطوط اتوبوسرانی تغییر شماره داده و بر حسب شمالی ـ جنوبی و شرقی ـ غربی بودن مسیر، ردیف بندی شده بودند.
حرف مفت زدن از کجا وارد فرهنگ مردم شده است؟
به طوریکه میدانیم اولین خط تلگراف در زمان ناصرالدین شاه قاجار و به سال ۱۲۷۴هجری قمری بین قصر گلستان و باغ لاله زار کشیده شد و سپس ضمن قراردادی که با کمپانیهای خارجی منعقد گردید این خطوط به ایالات و ولایات ایران نیز ادامه یافت و بین تهران و شهرهای مهم ایران مواصلات تلگرافی برقرار گردید.
امیرکبیر و حیف و میل شدن سفرههای دربار ناصری
میگویند روزی امیرکبیر که از حیف و میل شدن سفرههای دربار به تنگ آمده بود. به ناصرالدین شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت میخورند میل کند! شاه پرسید مگر رعیت ما چه میخورند؟؟؟
اعلامیه علیه فردریک کبیر
فردریک کبیر، که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت میکرد معتقد به آزادی اندیشه بود و رشد فکری مردم را در گرو آن میدانست. مشهور است كه او یک روز سوار بر اسب با همراهانش از یکی از خیابانهای برلین میگذشت، گروهی از مخالفان اعلامیه تند و تیزی علیه او بر دیوار چسبانده بودند.
نامههای دکتر مصدق از احمدآباد ( زندان ثانوی )
استقبال پر شور از ستارخان در تهران
تنباكوی پِهِنی و خوشنودی درباريان !
نقل است؛ شاه عباس صفوی رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد، دستور داد تا در سر قلیانها بجای تنباکو، از سرگین اسب استفاده نمایند. میهمانها مشغول کشیدن قلیان شدند! و دود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال از بیم ناراحتی شاه پشت سر هم بر نی قلیان پک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی نکشیدهاند! شاه رو به آنها کرده و گفت:
مخالفت شیخ فضل الله نوری با روزنامه خوانی و آگاهی مردم
دیدهها و شنیدهها از آیتالله طالقانی
سه سال پیش، با دو رفیق شفیق، به گليرد، زادگاه آیت الله طالقانی رفتیم. یکی از ما سه نفر، کتابی درباره آیت الله طالقانی نوشته بود و برای تحقیق بیشتر درباه ایشان، قصد داشت با مردم روستا و اهالی طالقان گفتوگو کند. محبوبیت آیت الله طالقانی در این منطقه، شگفتانگیز است. بیشتر مردم هم از آرای سیاسی آیت الله طالقانی خبر نداشتند. بیشتر مجذوب رفتار و اخلاق آن بزرگمرد بودند. از میان گفتوگوها و دیدهها و شنیدههای مردم طالقان، چند خاطره نقل میشود. از جمله:


























